سر ساعت جلوی در دانشگاهاز ولنجک هم رفتیم سمت ستارخان که ی آب میوه بزنیم ، با توجه به اینکه ماشین رو هم عوض کرده بودم یجورایی بوی شیرینی دادن هم میومد... بماند که خانوم محترم موقع سوار شدن در ماشینو زد به جدول ی خراشی افتاد ... عیبی نداره البته بنظرم من باید فکر اینجاشم می کردم اما از اونجایی ک
برچسب:
نویسنده: مهتاب یزدانی
تاريخ: چهارشنبه
2 فروردين
1396 ساعت: 21:56